ناگهان - تاریخ: 1397/11/22 ساعت: 13:57
ادم ناگهان تصمیم میگیره همه چیزو پاک کنه. تصمیم داردمبذر گلی باشمکه وقتآرمیدن در خاکجوانه بزنم
حوصله - تاریخ: 1397/11/22 ساعت: 13:57
خوصله این بچه ها رو ندارم. مهمون ها گاهی از شور در میارن ی سری چیزا رو.چپیدم توی اتاق.منتظرم ناهار بدن پاشم برم رکاب بزنم. از صبح خودمو سرگرم زبان کردم.دوچرخه سواری این موقع ها خوب جواب میده.امیدوارم وقتی بر میگردم نباشن.از شلوغیشون اشباع شدم.
زندگی - تاریخ: 1397/11/22 ساعت: 13:57
شرح حال نویسی.گاهی جمله ها و نوشتن ها مثل یک کلبه میمونم مثل یک پناهگاه. برای من که در حالت عادی خیلی جدی و رسمی هستم و در حالت کوهنوردی پرگو و پر انرجی و در حالت سخنرانی جذاب و کمی جدی، زندگی لذت بخش
باران ان سالها - تاریخ: 1397/11/22 ساعت: 13:57
باران آن سالها برایم دلچسب نبود چراکه تمام رویاهایم نم میکشید. تمام رویای من حضور در کوه و بازی با بچه های محل بود که باران همه را میشست و به خانه میبردشان.زندگی همین است مثل انتظار برای پایان یافتن باتری تلفن همراه که تا شب خارج از دسترس باشی و فقط برای خودت زندگی کنی. دیروز علی رغم آنکه شیفت نبودم...